پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور

در نهان خانه وحدت همه نورست و سرور

بر سر راه تولا همه شادی و طرب

در بیابان تمنا همه حسبان و غرور

شادمانم که بکوی تو گذر خواهم کرد

ترسم از عشق که گوید که: ازین درگه دور!

بس عجب مانده ام، ای جان و جهان، در صفتت

که تو کان نمکی وز تو جهانی در شور

چه عجب باشد اگر صید تو گردد دلها؟

عشق چون باز نجیب آمد و جانها عصفور

خوش «انالحق » گو و بر دار سلامت بر شو

چون کشیدی تو ازین جام شراب منصور

قاسم از جام تو مستست و خراب افتادست

که بهش باز نیاید بگه نغمه صور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵کار بی همکار سخت و راه بی همراه دور
  2. شمارهٔ ۳۸۶امکان صبر نیست، ز سر گیرم این نفیر
  3. شمارهٔ ۳۸۷چو نازنین جهانی بحسن خویش بناز
  4. شمارهٔ ۳۸۸ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
  5. شمارهٔ ۳۸۹با زلف و رخت مست مدامیم شب و روز
  6. شمارهٔ ۳۹۰فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز
  7. شمارهٔ ۳۹۱دلم در عشق ناپرواست امروز
  8. شمارهٔ ۳۹۲از لب لعل توام کار بکامست امروز
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.