پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

کار بی همکار سخت و راه بی همراه دور

دست بی دینار عور و چشم بی دیدار کور

هر کسی در قدر حال خود براهی می روند

چشم وحدت در شهود و جان کثرت در غرور

چشم جانت گر شود روشن، ببینی در زمان

شرع با تقلید زور و روی با تحقیق نور

پیش ارباب حقیقت نکته ای بس روشنست

شرع بی تحقیق رفتن غایت زورست، زور

حاضر اوقات باش و چشم حق بین بر گمار

تا چو موسی رهروی باشی درین اطوار طور

در بیابان فنا حیران و سرگردان شدیم

عفو از آن تست، بر ما عفو فرما، یا غفور

عالمی را نیست گرداند، ز هستی قاسمی

گر دمی برجوشد این توفان وحدت از تنور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷چو نازنین جهانی بحسن خویش بناز
  2. شمارهٔ ۳۸۸ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
  3. شمارهٔ ۳۸۹با زلف و رخت مست مدامیم شب و روز
  4. شمارهٔ ۳۹۰فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز
  5. شمارهٔ ۳۹۱دلم در عشق ناپرواست امروز
  6. شمارهٔ ۳۹۲از لب لعل توام کار بکامست امروز
  7. شمارهٔ ۳۹۳سید سادات عالم غیر انسان نیست کس
  8. شمارهٔ ۳۹۴ز چشم گوشه نشینان نشان سودا پرس
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.