فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۰۱ نمیدانم چه بد کردم که نیکم زار میداری
- شمارهٔ ۱۲۰۲ میروی میدهدت دل که مرا بگذاری
- شمارهٔ ۱۲۰۳ مرای ای یار ضایع میگذاری
- شمارهٔ ۱۲۰۴ دوش آمد و گفت در چه کاری
- شمارهٔ ۱۲۰۵ خوش ایّامی و خرّم روزگاری
- شمارهٔ ۱۲۰۶ دل ببرد از من بتی زیبا نگاری
- شمارهٔ ۱۲۰۷ نیکبخت است که دارد چو تو یاری و نگاری
- شمارهٔ ۱۲۰۸ باز دلم صید کرد طرفه نگاری
- شمارهٔ ۱۲۰۹ مرا گر یار خواهد گفت رو بر بند زنّاری
- شمارهٔ ۱۲۱۰ یار مرا وعده داد بوس و کناری
- شمارهٔ ۱۲۱۱ آرزو می کندم با تو شبی بوس و کناری
- شمارهٔ ۱۲۱۲ مپسند یارا ما را به خواری
- شمارهٔ ۱۲۱۳ دگر بار از نسیم نو بهاری
- شمارهٔ ۱۲۱۴ بیا یارا که آمد وقتِ یاری
- شمارهٔ ۱۲۱۵ مگسل نگارا پیوندِ یاری
- شمارهٔ ۱۲۱۶ گر طاقت ما داری در مستی و هشیاری
- شمارهٔ ۱۲۱۷ ترا خود نیست راه و رسمِ یاری
- شمارهٔ ۱۲۱۸ چرا سر به پیوندِ ما در نیاری
- شمارهٔ ۱۲۱۹ باز دل دادم به دستِ دل بری
- شمارهٔ ۱۲۲۰ گرت بخت یارست فرمان بری
- شمارهٔ ۱۲۲۱ ای شده مشغولِ خویش هیچ گمان می بری
- شمارهٔ ۱۲۲۲ بس در جفا مکوش که از حد بمی بری
- شمارهٔ ۱۲۲۳ یا رب آن ماه است یا خورشید یا بُت یا پری
- شمارهٔ ۱۲۲۴ بگذر ای باد بر اطرافِ قهستان سحری
- شمارهٔ ۱۲۲۵ گر امشبم چو دوش به سر باز بگذری
- شمارهٔ ۱۲۲۶ هیچت افتد که به ما بر گذری
- شمارهٔ ۱۲۲۷ اگر به مصلحت از پیش دوست برگذری
- شمارهٔ ۱۲۲۸ سواره هر چه به نظّاره گاه برگذری
- شمارهٔ ۱۲۲۹ گر مرا نیست به کویِ تو مجالِ گذری
- شمارهٔ ۱۲۳۰ جهان خراب شد از نسبتِ پدر پسری
- شمارهٔ ۱۲۳۱ عشق را ختم است بر عالم سری
- شمارهٔ ۱۲۳۲ چرا به جانبِ یاران نمیکند نظری
- شمارهٔ ۱۲۳۳ ترک من و آشوبِ دل خاتونِ ماه خاوری
- شمارهٔ ۱۲۳۴ بیش ازینم نشود از تو میسّر به صبوری
- شمارهٔ ۱۲۳۵ ای که غایب نیی از خاطر اگر مهجوری
- شمارهٔ ۱۲۳۶ خوش است دردِ جداییّ و داغِ مهجوری
- شمارهٔ ۱۲۳۷ ای پیرِ سالخورده غمِ خود نمیخوری
- شمارهٔ ۱۲۳۸ گر ز شیرینلبی کنم شوری
- شمارهٔ ۱۲۳۹ بر آن سرم که دگرباره در دهم صوری
- شمارهٔ ۱۲۴۰ به ناموس آتش اندر زن بیار آن آبِ انگوری
- شمارهٔ ۱۲۴۱ موحّدوار کن در عشق سیری
- شمارهٔ ۱۲۴۲ تا نیستی خود را از راه برنگیری
- شمارهٔ ۱۲۴۳ بر ما به گناهی که نکردیم نگیری
- شمارهٔ ۱۲۴۴ مگر تقدیر دل باری به غم رفته ست و سر بازی
- شمارهٔ ۱۲۴۵ چه دلبری که به دل داریی نپردازی
- شمارهٔ ۱۲۴۶ گر چه مشغولی و با بنده نمی پردازی
- شمارهٔ ۱۲۴۷ همای وارم اگر سایه بر سر اندازی
- شمارهٔ ۱۲۴۸ زبان دراو مکش ای بی بصر به دست درازی
- شمارهٔ ۱۲۴۹ گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی
- شمارهٔ ۱۲۵۰ شبی گر اتّفاق افتد که با ما خلوتی سازی
- شمارهٔ ۱۲۵۱ چه باشد ار به ملاقات چارهای سازی
- شمارهٔ ۱۲۵۲ به حال من چه شود گر نظر کنی روزی
- شمارهٔ ۱۲۵۳ خوشا که موسمِ گل بامداد برخیزی
- شمارهٔ ۱۲۵۴ اگر چه سوختهام در بلای عشق بسی
- شمارهٔ ۱۲۵۵ به اعتقاد نزاری عزیزتر به بسی
- شمارهٔ ۱۲۵۶ حرام بر من اگر بی تو میزنم نفسی
- شمارهٔ ۱۲۵۷ بمیر و تا نبود همنفس مزن نفسی
- شمارهٔ ۱۲۵۸ گر یاد روزگار فراغت کند کسی
- شمارهٔ ۱۲۵۹ کس ندارم که پیامی برد از من به کسی
- شمارهٔ ۱۲۶۰ گر ز مردان صاحب درد باشی
متن اشعار به نقل از گنجور.