پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۹

گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی

ز بندگان مطیعم حقیقتی نه مجازی

اگر در آتش سوزانم از تو باک نباشد

که پاک تر شود آن زر که بیشتر بگدازی

خوش آمدی که حیاتی به تازگی به وجودم

درآمد از رخت ای غیرتِ بتانِ ترازی

همه سعادت و صحّت که آمدی به عیادت

ندانم این چه خداوندی است و بنده نوازی

ز روی خوب نباشد غریب خوی خوش آری

در آفرینش حق رمزها بود نه به بازی

به خُلق می سزد او بر فرشته فخر نمایی

به حسن می رسدت گر بر آفتاب بنازی

محلّ قدر تو چون داند از قیاس نزاری

چو در اُمتیان عجم لفظ و استعارت تازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۱چه باشد ار به ملاقات چاره‌ای سازی
  2. شمارهٔ ۱۲۵۲به حال من چه شود گر نظر کنی روزی
  3. شمارهٔ ۱۲۵۳خوشا که موسمِ گل بامداد برخیزی
  4. شمارهٔ ۱۲۵۴اگر چه سوخته‌ام در بلای عشق بسی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۵به اعتقاد نزاری عزیزتر به بسی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۶حرام بر من اگر بی تو می‌زنم نفسی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۷بمیر و تا نبود هم‌نفس مزن نفسی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۸گر یاد روزگار فراغت کند کسی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.