پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۸

سواره هر چه به نظّاره گاه برگذری

به یک کرشمه چه باشد که باز پس نگری

رقیب خود ز تو خالی نمی شود یک دم

چنین یکی شده باهم که دید دیو و پری

به دستِ باد غباری فرست از آن خاکی

که بی دریغ به نعل سمند می سپری

عتاب و ناز به میزانِ عدل بر ما سنج

سرش به ظلم گراید اگر ز حد ببری

مقابل تو سزد ز امّهات و از آبا

که کس دگر نکند دعویِ پدر پسری

ز بی وفایی و بعد عهدی و جفا کاری

به نام و ننگ ز دونان سزد که برگذری

قبول کن که نصیحت به فال میمون است

تو خود مبارک رویی و نیک بخت اثری

می است مونس من در غمِ فراق تو می

ولی نمی کند البتّه ترک پرده دری

نزاریا به ملامت گر التفات مکن

خوش است مستی و دیوانگی و بی خبری

فسرده را اگرش بر خیال می گذرد

که ترک شیفته کاری کنی چو می نخوری

ترا شراب زخم خانه ی الست دهند

از آن که مستی شوریده کار و خیره سری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۰جهان خراب شد از نسبتِ پدر پسری
  2. شمارهٔ ۱۲۳۱عشق را ختم است بر عالم سری
  3. شمارهٔ ۱۲۳۲چرا به جانبِ یاران نمی‌کند نظری
  4. شمارهٔ ۱۲۳۳ترک من و آشوبِ دل خاتونِ ماه خاوری
  5. شمارهٔ ۱۲۳۴بیش ازینم نشود از تو میسّر به صبوری
  6. شمارهٔ ۱۲۳۵ای که غایب نیی از خاطر اگر مهجوری
  7. شمارهٔ ۱۲۳۶خوش است دردِ جداییّ و داغِ مهجوری
  8. شمارهٔ ۱۲۳۷ای پیرِ سال‌خورده غمِ خود نمی‌خوری
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.