پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۹

باز دل دادم به دستِ دل بری

سرو قدّی گل رخی نسرین بری

دل ستانی دل گشایی دل کشی

دل فریبی دل ربایی دل بری

لاله رخساری بنفشه گیسویی

سروبالایی صنوبر منظری

خوش نشینی خوش زبانی خوش دلی

نازنینی نازکی بازی گری

تند خویی سرکشی عاشق کشی

بی غمی سنگین دلی سلطان فری

آفتِ خلقی عذابِ عالمی

فتنه ی شهری بلایِ کشوری

دل به زاری از نزاری برد و نیست

حاصلی در عشق بی زور و زری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۱ای شده مشغولِ خویش هیچ گمان می بری
  2. شمارهٔ ۱۲۲۲بس در جفا مکوش که از حد بمی بری
  3. شمارهٔ ۱۲۲۳یا رب آن ماه است یا خورشید یا بُت یا پری
  4. شمارهٔ ۱۲۲۴بگذر ای باد بر اطرافِ قهستان سحری
  5. شمارهٔ ۱۲۲۵گر امشبم چو دوش به سر باز بگذری
  6. شمارهٔ ۱۲۲۶هیچت افتد که به ما بر گذری
  7. شمارهٔ ۱۲۲۷اگر به مصلحت از پیش دوست برگذری
  8. شمارهٔ ۱۲۲۸سواره هر چه به نظّاره گاه برگذری
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.