پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۷

همای وارم اگر سایه بر سر اندازی

بر آفرینش عالم کنم سرافرازی

عنایت تو اگر هم عنان ما باشد

سبق بریم چو صاحب دلان به ممتازی

تراست مملکت حسن و در مقابل تو

زمانه را نرسد دل بر و طنّازی

کرشمه ای به عنایت ز غمزه ی توبسم

کسم ز پیش نراند اگر تو بنوازی

که دست گیرد و کی باز برتواند خاست

ز التفات نظر هر که را بیندازی

به دست من چه زمین بوسه ای ز دور و همین

به پای بوس مگر هم تو چاره ای سازی

تو راه ده به وصالم غم مشنّع نیست

رقیب گوی ترا عادت است غمّازی

نزاریا سر تسلیم نه سخن کوتاه

زبان درازی تا چند و قصّه پردازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۹گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی
  2. شمارهٔ ۱۲۵۰شبی گر اتّفاق افتد که با ما خلوتی سازی
  3. شمارهٔ ۱۲۵۱چه باشد ار به ملاقات چاره‌ای سازی
  4. شمارهٔ ۱۲۵۲به حال من چه شود گر نظر کنی روزی
  5. شمارهٔ ۱۲۵۳خوشا که موسمِ گل بامداد برخیزی
  6. شمارهٔ ۱۲۵۴اگر چه سوخته‌ام در بلای عشق بسی
  7. شمارهٔ ۱۲۵۵به اعتقاد نزاری عزیزتر به بسی
  8. شمارهٔ ۱۲۵۶حرام بر من اگر بی تو می‌زنم نفسی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.