پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی

غروی اصفهانی

غزلیات

۱۳۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست
  2. شمارهٔ ۶۲ گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
  3. شمارهٔ ۶۳ ما را به جهان جز به تو کاری نبود
  4. شمارهٔ ۶۴ فدائیان ره عشق دوست مرد رهند
  5. شمارهٔ ۶۵ مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
  6. شمارهٔ ۶۶ مرا در سر بود شوری که در هر سر نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۶۷ گر تیر غمی به شست گیرد
  8. شمارهٔ ۶۸ رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمی‌داند
  9. شمارهٔ ۶۹ آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
  10. شمارهٔ ۷۰ سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد
  11. شمارهٔ ۷۱ خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود
  12. شمارهٔ ۷۲ عاشق از فتنۀ معشوق هراسان نشود
  13. شمارهٔ ۷۳ بخت شود یار، یار اگر بگذارد
  14. شمارهٔ ۷۴ به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کند
  15. شمارهٔ ۷۵ دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
  16. شمارهٔ ۷۶ گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
  17. شمارهٔ ۷۷ سینۀ تنگم مجال آه ندارد
  18. شمارهٔ ۷۸ تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  19. شمارهٔ ۷۹ هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  20. شمارهٔ ۸۰ فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
  21. شمارهٔ ۸۱ اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
  22. شمارهٔ ۸۲ عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند
  23. شمارهٔ ۸۳ گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
  24. شمارهٔ ۸۴ تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشتر
  25. شمارهٔ ۸۵ خوشست از دوست گر لطفست و گر قهر
  26. شمارهٔ ۸۶ ای از خط تو سبز لب جویبار عمر
  27. شمارهٔ ۸۷ گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیس
  28. شمارهٔ ۸۸ آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
  29. شمارهٔ ۸۹ گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
  30. شمارهٔ ۹۰ نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
  31. شمارهٔ ۹۱ ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
  32. شمارهٔ ۹۲ نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
  33. شمارهٔ ۹۳ دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم
  34. شمارهٔ ۹۴ هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  35. شمارهٔ ۹۵ ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  36. شمارهٔ ۹۶ از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  37. شمارهٔ ۹۷ هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  38. شمارهٔ ۹۸ لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  39. شمارهٔ ۹۹ به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  40. شمارهٔ ۱۰۰ تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  41. شمارهٔ ۱۰۱ بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ من به ناخن غم سینه می‌خراشم
  44. شمارهٔ ۱۰۴ من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
  45. شمارهٔ ۱۰۵ به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
  46. شمارهٔ ۱۰۶ سروش غیب دوشم نکته‌ای را گفت در گوشم
  47. شمارهٔ ۱۰۷ ز اقلیم حقیقت تا طبیعت رخت بر بستم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
  49. شمارهٔ ۱۰۹ لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
  50. شمارهٔ ۱۱۰ سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
  51. شمارهٔ ۱۱۱ که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنون
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تا چند باشی از ما گریزان
  53. شمارهٔ ۱۱۳ اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویان
  54. شمارهٔ ۱۱۴ مائیم مست باده روز الست تو
  55. شمارهٔ ۱۱۵ صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
  56. شمارهٔ ۱۱۶ زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
  57. شمارهٔ ۱۱۷ آبرومندم به عشق روی تو
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای که بر اوج نه فلک دام هوس فکنده‌ای
  59. شمارهٔ ۱۱۹ اگر روزانه باشد یا شبانه
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی

متن اشعار به نقل از گنجور.