پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم

همه سرگشته در آن دائرۀ رخساریم

خضر سرچشمۀ نوشیم و چنان می نوشیم

که دو صد ملک سکندر بجوی نشماریم

آبرو را نفروشیم به یک جرعۀ می

زانکه از ساغر ابروی تو ما سرشاریم

ما که با طرۀ زلف تو در آویخته ایم

گر بگویند عجب نیست که ما طراریم

در گلستان حقائق که خرد خاموش است

بلبل نغمه گر و طوطی خوش گفتاریم

به هوای گل رخسار تو زاریم و نزار

مرغ زاریم و ز گلزار جهان بیزاریم

گرچه زان غمزۀ مستانه خرابیم ولی

لاله سیان داغ و چه نرگس همه شب بیداریم

واعظا پند مده دام منه در ره ما

ما که در پند تو جز بند نمی پنداریم

ای ملامت گر از اسرار قدر بیخبری

که دچار غم عشقیم ولی ناچاریم

حذر از آه دل مفتقر غمزده کن

زانکه در طور غمش نخلۀ آتشباریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  2. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  3. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  4. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  5. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  6. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  7. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  8. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.