پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم

یا که هندوی بت خال نکوی تو شوم

به هوای سر کوی تو به بندم زنار

یا که آشفته تر از طرۀ موی تو شوم

ترک ناموس کنم دست به ناقوس زنم

بکنشت آیم و زانسوی به سوی تو شوم

یا شوم رند و انا الحق به حقیقت گویم

یا هیاهو کنم و بندۀ هوی تو شوم

بیم بیماری آن نرگس بیمارم هست

ای خوش آنروز که قربانی کوی تو شوم

ترک من؟ ترک جفا کن، ز من آموز وفا

ورنه از کف بدهم خوی و بخوی تو شوم

من نه آن بلبل زارم که پس از بار فراق

قانع از لالۀ روی تو ببوی تو شوم

من که خمخانه و میخانه بیکباره کشم

کی دگر مست صراحی و سبوی تو شوم

جویباری ز سرشک مژه دارم به کنار

حاش لله که به سیر لب جوی تو شوم

مفتقر واله و سرگشتۀ کوی تو شد

تا به کی در خم چوگان تو تو کوی تو شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  2. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  3. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  4. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  5. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  6. شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
  7. شمارهٔ ۱۰۳من به ناخن غم سینه می‌خراشم
  8. شمارهٔ ۱۰۴من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.