پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم

اکنون نگرانیم که هر سو نگریدیم

شوریده سر اندر طلب سرو رسایت

هر چند دویدیم به جائی نرسیدیم

افسوس صد افسوس که اندر قدم دوست

جانی نفشاندیم و چه بسمل نطپیدیم

عمریست که از آتش شوق تو کبابیم

وز شربت دیدار تو روزی نچشیدیم

دل رفت و دلآرام نیامد ببر ما

جان بر لب و لعل نمکینی نمکیدیم

داغیم که از لاله رخی بهره نبردیم

مردیم که با سرو چمانی نچمیدم

آخر نه مگر لوح دل از غیر تو شستیم

یا چون قلم از شوق تو با سر ندویدیم

راندند به چوگان ز سر کوی تو ما را

چون گوی بدادیم سر و پا نکشیدیم

گر عهد مودت تو شکستی نشکستیم

ور رشتۀ الفت تو بریدی نبریدیم

در بند غمت بنده صفت حلقه به گوشیم

وز دام تو چون آهوی وحشی نرمیدیم

تشریف غمت بر دل و با درد فراقت

جفتیم ولی جامۀ طاقت ندریدیم

با مفتقر این نکته مسیحا دم ما گفت

ما در تو بجز آه دمادم ندمیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  2. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  3. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  4. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  5. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  6. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  7. شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
  8. شمارهٔ ۱۰۳من به ناخن غم سینه می‌خراشم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.