پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم

بیخ اندیشۀ بد را چه خوش از ریشه کنم

پیش بینی کند از مرحلۀ عشقم دور

شیوۀ رندی و مستی پس از این پیشه کنم

بیشۀ شیر هوا را بزنم آتش عشق

تا کی از کم خردی بیمی از این بیشه کنم

ریشۀ تفرقه را بر کنم از این دل ریش

تا که در گلشن توحید مگر ریشه کنم

از ره صدق و صفا راه وفا گیرم پیش

تا به کی پیروی خلق جفا پیشه کنم

مفتقر سینه زند جوش ز سودای نگار

چارۀ درد دل خویش از این شیشه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  2. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  3. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  4. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  5. شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
  6. شمارهٔ ۱۰۳من به ناخن غم سینه می‌خراشم
  7. شمارهٔ ۱۰۴من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
  8. شمارهٔ ۱۰۵به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.