پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم

بلکه عمریست که خاک ره این خرگاهم

گرچه در هر نفسی کالبدم می میرد

به امید تو بود زنده دل آگاهم

گاهی از ذوق لبت لاله صفت می شکفم

گاهی از شوق قدت شمع صفت می کاهم

گر برانی ز درم از همه درویشترم

ور بخوانی به برم بر همه شاهان شاهم

گر بود خشم تو، در خطۀ خاکم ماهی

ور بود مهر تو، بر قبۀ گردون ماهم

پرتوی گر ز تو تابد به من ای چشمۀ نور

شجر سینۀ سینا و لسان اللهم

طور نور است به اشراق تو ما را ظلمات

خضرم ار سایۀ لطف تو بود همراهم

گر ز چاه غم و نفرت تو نجاتم بخشی

یوسف مملکت مصرم و صاحب جاهم

تیشۀ ریشه کن قهر تو را من کوهم

کهربای نظر لطف تو را من کاهم

بستان داد من از طالع بیدادگرم

ورنه در خرمن گردون زند آتش آهم

تیره و تار شد از دود دل آئینۀ فکر

ترسم آن آینۀ حسن جهان آرا هم

مفتقر خاک ره گوشه نشین در تو است

بهر او گوشهٔ چشمی ز شما می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  2. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  3. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  4. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  5. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  6. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  7. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  8. شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.