پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم

آب لطف تو نماید ز کدورت پاکم

غم عشق تو برد گر ز تنم تاب و توان

شادی شوق تو صد باره کند چالاکم

دیده از دیدن روی تو بدوزم هیهات

گرچه آن خنجر مژگان بکند صد چاکم

قاب قوسین دو ابروی تو تا منظر ما است

چون زمین پست نماید فلک الافلاکم

بخت اگر یار شود تا که تو یارم باشی

از کم و بیش رقیبان تو نبود باکم

دست ادراک من از دامن تو کوتاه است

ور دهد دست مرا بندۀ آن ادراکم

مفتقر گر غم دل با تو نگوید چه کند

کیست آن کس که بپرسد ز دل غمناکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
  2. شمارهٔ ۹۱ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
  3. شمارهٔ ۹۲نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
  4. شمارهٔ ۹۳دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم
  5. شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  6. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  7. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  8. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.