پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم

که چه پرگار در آن دائره سر گردانم

نکته ای یابم اگر زان خط خورشید نقط

حکمت آموز و نصیحت گر صد لقمانم

گر به سر چشمۀ نوشین دهانت برسم

چشمۀ خضر به یک جرعۀ او نستانم

به تجلای تو مدهوش و خرابم که مپرس

پور عمران بود آگه ز دل ویرانم

یوسف مصر ملاحت به زلیخا نکند

آنچه با من کند آن لعل نمک افشانم

از حدیث لب شیرین تو شوریست بسر

که اگر سر برود روی نمی گردانم

لیلی حسن تو را من نه چنان مجنونم

که بود باک ز زنجیر و غل و زندانم

لالۀ روی تو داغی بدل سوخته زد

که ز سر تا به قدم شمع صفت سوزانم

مفتقر شیفتۀ طرۀ آشفتۀ تست

تا بدانند که سر سلسلۀ رندانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
  2. شمارهٔ ۹۳دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم
  3. شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  4. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  5. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  6. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  7. شمارهٔ ۹۸لالۀ روی تو را شمع جهان افروزم
  8. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.