پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ای از خط تو سبز لب جویبار عمر

وز غنچۀ تو خرم و خندان بهار عمر

ای در محیط کون و مکان نقطۀ بسیط

رحمی که شد ز دائره بیرون مدار عمر

داغم من از فراغ تو از فرق تا قدم

ای جلوۀ تو شمع دل لاله زار عمر

در چین طرۀ تو چه آهو دلم فتاد

بی خود نگشته تیره چنین روزگار عمر

دیدم بسی جفا پس از اندیشۀ وفا

با سست عهدی تو چه سخت است کار عمر

عمری که بی تو در گذرد سودمند نیست

بی خدمت تو بار گرانی است بار عمر

از حد گذشت شوق دل بی قرار من

دارم دگر چگونه امید قرار عمر

عمری گذشت دیده به راه تو دوختیم

کامی نیافتیم در این رهگذار عمر

ای خضر جان مفتقر تشنه کام سوخت

ارزانی تو جام می خوشگوار عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
  2. شمارهٔ ۸۹گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
  3. شمارهٔ ۹۰نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
  4. شمارهٔ ۹۱ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
  5. شمارهٔ ۹۲نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
  6. شمارهٔ ۹۳دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم
  7. شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  8. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.