پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

اگر به شرط مروت وفا توانی کرد

گذر به صفۀ اهل صفا توانی کرد

به همت ار بروی برتر از نشیمن خاک

به زیر سایه هزاران هما توانی کرد

به جد و جهد چه عنقا برو به قلۀ قاف

اگر که حوصلۀ آن قضا توانی کرد

شهود جلوۀ جانان ترا نصیب شود

اگر زجاجۀ جان را جلا توانی کرد

به گنج معرفت و دولت بقا برسی

اگر تحمل فقر و فنا توانی کرد

به شاهباز حقیقت گهی تو ره ببری

که باز آز و هوا را رها توانی کرد

اگر به گلشن دیدار او رهی یابی

ز شور عشق چه دستان نوا توانی کرد

شمیم طرۀ او گر ترا رسد به مشام

فتوحها چه نسیم صبا توانی کرد

دو دیده بر هم و چشم دلی فراهم کن

به یک نظارۀ او کیما توانی کرد

به شاهراه طریقت چه رهسپار شوی

ز گرد راه بسی توتیا توانی کرد

بدر اشک و عقیق سرشک روی بشوی

که تا به همت پاکان دعا توانی کرد

چه حلقه بر در او باش مفتقر همه عمر

که درد خویش ازین در دوا توانی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
  2. شمارهٔ ۸۴تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشتر
  3. شمارهٔ ۸۵خوشست از دوست گر لطفست و گر قهر
  4. شمارهٔ ۸۶ای از خط تو سبز لب جویبار عمر
  5. شمارهٔ ۸۷گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیس
  6. شمارهٔ ۸۸آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
  7. شمارهٔ ۸۹گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
  8. شمارهٔ ۹۰نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.