پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند

واقف از نکتۀ سر بستۀ لوح و قلمند

خاکساران تو ماه فلک ملک حدوث

جان نثاران تو شاه ملکوت قدمند

خرقه پوشان تو تشریف ده شاهانند

دُرد نوشان تو ائینه گر جام جمند

بندگان تو ز زندان هوا آزادند

در کمند تو و آسوده ز هر بیش و کمند

جانب اهل طریقت به حقارت منگر

زانکه در بادیۀ معرفت اول قدمند

گرچه شورید و ژولیده و بی پا و سرند

لیک در عالم جان صاحب طبل و علمند

ناوک غمزۀ من بر دل این غمزدگان

زانکه این سلسله صید حرم و محترمند

نام نام آور این طائفه را میمون دان

زانکه در دفتر ایجاد مبارک قدمند

مفتقر دست تو و دامن آنان که همه

خضرجانند و مسیحانفس و روح‌دمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشتر
  2. شمارهٔ ۸۵خوشست از دوست گر لطفست و گر قهر
  3. شمارهٔ ۸۶ای از خط تو سبز لب جویبار عمر
  4. شمارهٔ ۸۷گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیس
  5. شمارهٔ ۸۸آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
  6. شمارهٔ ۸۹گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
  7. شمارهٔ ۹۰نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
  8. شمارهٔ ۹۱ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.