پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

تا چند باشی از ما گریزان

ما در قفایت افتان و خیزان

تا چند باشیم چون شمع سوزان

با شعلۀ آه، با اشک ریزان

تا چند بینند اهل بصیرت

جور دمادم از بی تمیزان

بنهاده تا چند بر خاک ذلت

روی مذلت خیل عزیزان

بیداد خوبان خوبست لیکن

ای سنبل تر قدری به میزان

گر خون ما را جانا بریزی

لیک آبروی ما را مریزان

تا یاد موی و بوی تو کردم

آهوی طبعم شد مشک بیزان

گر مفتقر را پیرایه‌ای نیست

نبود به ار حسن در بی‌جهیزان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴مائیم مست باده روز الست تو
  2. شمارهٔ ۱۱۵صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
  3. شمارهٔ ۱۱۶زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
  4. شمارهٔ ۱۱۷آبرومندم به عشق روی تو
  5. شمارهٔ ۱۱۸ای که بر اوج نه فلک دام هوس فکنده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۱۹اگر روزانه باشد یا شبانه
  7. شمارهٔ ۱۲۰ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی
  8. شمارهٔ ۱۲۱دمی با تو بودن که جان جهانی
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.