پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

آبرومندم به عشق روی تو

سرفرازم در هوای کوی تو

رفرفم را تا به او ادنی رساند

قاب قوسین خم ابروی تو

من نیم بیگانه از خویشم مران

سالها خو کرده ام با خوی تو

ماسوا را پشت سر افکنده ام

تا که دیدم روی دل را سوی تو

بر جبینم نقش عشق خال تست

در مسلمانی شدم هندوی تو

سینۀ زارم نشان تیر تست

آفرین بر شست و بر بازوی تو

از بهشت عنبرین خوشبوتر است

گلشن حانم بیاد بوی تو

رشک سینا شد فضای سینه ام

از فروغ غرۀ نیکوی تو

دل زهرآشفتگی آزاد شد

تا که شد در حلقۀ گیسوی تو

آن زمان جستم ز جوی زندگی

چون شدم در جستجوی جوی تو

مفتقر سرگشتۀ چوگان تست

سر چه باشد تا بگردد گوی تو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹اگر روزانه باشد یا شبانه
  2. شمارهٔ ۱۲۰ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی
  3. شمارهٔ ۱۲۱دمی با تو بودن که جان جهانی
  4. شمارهٔ ۱۲۲که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانی
  5. شمارهٔ ۱۲۳صنما به جان‌نثاران ز چه رو نظر نداری
  6. شمارهٔ ۱۲۴لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
  7. شمارهٔ ۱۲۵اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
  8. شمارهٔ ۱۲۶دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.