پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی

وی شمع جهان‌افروز در جلوه و زیبایی

حسن تو تجلی کرد در طور دل عشاق

چون سینهٔ سینا شد هر سرّ سویدایی

عشق رخ تو آتش در خرمن هستی زد

شد هر شررش شوری در هر سر و سودایی

مرغان چمن هر یک در نغمه به یاد تو

بلبل به غزل‌خوانی طوطی به شکرخایی

ما سوختۀ هجریم افروختۀ هجریم

آموختهٔ هجریم با صبر و شکیبایی

دلدادۀ روی تو آشفتۀ موی تو

سرگشتهٔ کوی تو چون واله و شیدایی

ای خاک درت برتر ز آیینهٔ اسکندر

اقلیم ملاحت را امروزه تو دارایی

ای سرو قدت رعنا اندر چمن خوبی

خوبان همه در معنی اسم و تو مسمایی

از مفتقر دل‌ریش کاری نرود از پیش

جز آنکه به لطف خویش این عقده تو بگشایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانی
  2. شمارهٔ ۱۲۳صنما به جان‌نثاران ز چه رو نظر نداری
  3. شمارهٔ ۱۲۴لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
  4. شمارهٔ ۱۲۵اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
  5. شمارهٔ ۱۲۶دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
  6. شمارهٔ ۱۲۷نیست در عالم ز من مسکین تری
  7. شمارهٔ ۱۲۸گر سوی ملک عدم باز بیابی راهی
  8. شمارهٔ ۱۲۹در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.