پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

نیست در عالم ز من مسکین تری

وز تو نیز ای دوست دل سنگین تری

گرچه روئین تن بتن روئین بود

تو ز روئین تن بدل روئین تری

خسروی زیبد ترا در ملک حسن

زانکه از شیرین بسی شیرین تری

نافۀ مشک ختا جستن خطا است

تو بموی عنبرین مشکین تری

چشمۀ نوشم فراموشم شده

زانکه اندر کام ما نوشین تری

چیست چین با زلف چین در چین تو

زانکه از اقلیم چین پرچین تری

عذر گو ساقیّ سیمین ساق را

تو ز سیمین ساقها سیمین تری

با قد و بالایش ای چرخ بلند

از زمین پست هم پائین تری

عشق با خون جگر آمیخته

نیست از عاشق بخون رنگین تری

جان نثاری راه و رسم عاشقی است

نیست از خود خواه بد آئین تری

هرکه بر آن روی زیبا دیده دوخت

نیست در عالم از او حق بین تری

مفتقر گر سر به چوگانش دهی

تو ز هر گوی زری زرین تری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی
  2. شمارهٔ ۱۳۰رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی
  3. شمارهٔ ۱۳۱خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۲دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
  5. شمارهٔ ۱۳۳صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتی
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.