پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنون

که بسی نرفت و از یاد تو رفت نام مجنون

بسلامت ای صبا گر برسی بکوی سلمی

بدوصد نیازمندی برسان سلام مجنون

ز حدیث آرزومندی ما بگو که شاید

بنوازشی و نازی بدهند کام مجنون

ز درم در آنگارا تو چه مهر عالم آرا

که نتابد از فلک چون تو ببام مجنون

شب هجر تیره چون روز قیامت است لیکن

به امید صبح روی تو گذشت شام مجنون

همه عارفان ز پیمانۀ بادۀ تو سر خوش

ز چه ریختند خونابۀ غم به جام مجنون

کنم از شکایت از ترک عنایت تو شاید

نکند اثر در ارباب نظر کلام مجنون

نخورم فریب زاهد که کند ز عشق منعم

بخدا که هیچ عاقل نفتد بدام مجنون

ز چه ای غزال رعنا تو ز مفتقر رمیدی

مگر آهوان صحرا نشدند رام مجنون؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویان
  2. شمارهٔ ۱۱۴مائیم مست باده روز الست تو
  3. شمارهٔ ۱۱۵صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
  4. شمارهٔ ۱۱۶زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
  5. شمارهٔ ۱۱۷آبرومندم به عشق روی تو
  6. شمارهٔ ۱۱۸ای که بر اوج نه فلک دام هوس فکنده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۱۹اگر روزانه باشد یا شبانه
  8. شمارهٔ ۱۲۰ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.