پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

دوش هاتف غیبی حل این معما کرد

سود هر دو عالم یافت هر که با تو سودا کرد

از رموز لوح عشق هر که نکته ای آموخت

در محاسن رویت صد صحیفه انشا کرد

مهر ماه رخسارت شاهد دل آرایت

شمع روشن دل را مهر عالم آرا کرد

آن یگانۀ دوران تا دم از تجلی زد

عرصۀ دو گیتی را رشک طور سینا کرد

کرد با دل عشاق نالۀ دل مطرب

آنچه را که با موسی نغمۀ «انا الله» کرد

کرد لعل دلجویش با روان مشتاقان

آنچه روح قدسی کرد یا دم مسیحا کرد

یا که معنی حسنش رونقی به صورت داد

کسب هر کمالی بود صورت از هیولا کرد

قیس عامری عمری سر به کوه و صحرا زد

تا که سرّی از عشق لیلی آشکارا کرد

تیشۀ فداکاری کند ریشۀ فرهاد

شور عشق، شیرین را در زمانه رسوا کرد

عشوۀ گل رویش داد دلستانی داد

طبع مفتقر را چون عندلیب شیدا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷سینۀ تنگم مجال آه ندارد
  2. شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  3. شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  4. شمارهٔ ۸۰فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
  5. شمارهٔ ۸۱اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
  6. شمارهٔ ۸۲عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند
  7. شمارهٔ ۸۳گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
  8. شمارهٔ ۸۴تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشتر
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.