پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کند

دچار درد عشق را به درد چاره می‌کند

به عرصه‌ای که یکه‌تاز حسن او قدم زند

هزار رخنه در دل دوصد سواره می‌کند

فروغ روی او چنان زند ره خیال را

که عقل پیر پردهٔ خیال پاره می‌کند

فدای ماه‌پاره‌ای شوم که تیر غمزه‌اش

دو نیمه قرص ماه را به یک اشاره می‌کند

چه لاله داغم از غمش ولیک خوش دلم که او

چو شمع ایستاده و مرا نظاره می‌کند

هر آنچه می‌کند به من نگار ماهروی من

نه چرخ کجروش نه طالع و ستاره می‌کند

شب است روز تار من ز درد بی‌شمار من

مگر بلای عشق را کسی شماره می‌کند

ز سوز آه مفتقر چرا حذر نمی‌کنی

مگر نه سوز او اثر به سنگ خاره می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
  2. شمارهٔ ۷۷سینۀ تنگم مجال آه ندارد
  3. شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  4. شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  5. شمارهٔ ۸۰فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
  6. شمارهٔ ۸۱اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
  7. شمارهٔ ۸۲عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند
  8. شمارهٔ ۸۳گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.