پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

بخت شود یار، یار اگر بگذارد

یا فلک کجمدار اگر بگذارد

نغمۀ بلبل خوشست و عشوۀ سنبل

داغ دل لاله زار اگر بگذارد

از پی شام فراق صبح وصال است

گردش لیل و نهار اگر بگذارد

گوشۀ خلوت توان قرار گرفتن

شوق دل بی قرار اگر بگذارد

جان بود آئینۀ تجلی جانان

نیک نظر کن غبار اگر بگذارد

همچو کلیمند عارفان «ارنی» گوی

غیرت روی نگار اگر بگذارد

تا به فلک می رسد نوای «انا الحق»

از لب عشاق دار اگر بگذارد

همت خضرم کشد به چشمۀ حیوان

جام می خوشگوار اگر بگذارد

شهرۀ شهرم به عشق روی نکویان

تا محک اختیار اگر بگذارد

مست غروریم و مدعی حضوریم

محتسب هوشیار اگر بگذارد

کار شود ساز از عنایت یزدان

اهرمن تا بکار اگر بگذارد

بندۀ سرکش قرین آتش قهر است

لطف خداوندگار اگر بگذارد

مفتقر از دامن تو دست ندارد

تفرقۀ روزگار اگر بگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
  2. شمارهٔ ۷۶گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
  3. شمارهٔ ۷۷سینۀ تنگم مجال آه ندارد
  4. شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  5. شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  6. شمارهٔ ۸۰فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
  7. شمارهٔ ۸۱اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
  8. شمارهٔ ۸۲عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.