پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

گر تیر غمی به شست گیرد

بر سینۀ ما نشست گیرد

پشت فلک از تجلی او

همچون دل ما شکست گیرد

یک غمزۀ آن دو نرگس مست

صد شهر خراب و مست گیرد

این خام در آرزوی جامی است

کز میکدۀ الست گیرد

از بادۀ عشق نیست گردد

تا دل ز هر آنچه هست گیرد

گاهی ز حقایق معانی

زان صورت حق پرست گیرد

سیر رشتۀ کار خود بیابد

گر زلف تو را بدست گیرد

در بند تو مفتقر شد آزاد

بستی چه کسی ز بست گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
  2. شمارهٔ ۷۰سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد
  3. شمارهٔ ۷۱خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود
  4. شمارهٔ ۷۲عاشق از فتنۀ معشوق هراسان نشود
  5. شمارهٔ ۷۳بخت شود یار، یار اگر بگذارد
  6. شمارهٔ ۷۴به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کند
  7. شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
  8. شمارهٔ ۷۶گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.