پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود

گر تفقد نکنی شرط مروت نبود

پدر پیر فلک را نبود مهر و وفا

شفقت نیز مگر رسم ابوت نبود

با فراق تو قرینم ز چه اندر همه عمر

گر مرا با غم عشق تو اخوت نبود

دلبرا هر که در این در به غلامی شده پیر

گر شود رانده از این در ز فتوت نبود

کس به مقصد نرسد گر نکنی همراهی

قطع این مرحله با قدرت و قوت نبود

مفتقر در همۀ کون و مکان کوی امید

جز در صاحب دیوان نبوت نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳بخت شود یار، یار اگر بگذارد
  2. شمارهٔ ۷۴به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کند
  3. شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
  4. شمارهٔ ۷۶گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
  5. شمارهٔ ۷۷سینۀ تنگم مجال آه ندارد
  6. شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  7. شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  8. شمارهٔ ۸۰فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.