پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

ما را به جهان جز به تو کاری نبود

جز بر کرمت امیدواری نبود

بیتابی عاشق بود از قلب سلیم

زیرا که سلیم را قراری نبود

مست تو بجز دم ز انا الحق نزند

در خاطرش اندیشۀ داری نبود

دل نخلۀ طور است چه غوغا کو را

جز سر انا الحق برو باری نبود

آئینۀ دل را که ز وحدت صافی است

جز کثرت موهوم غباری نبود

در کون و مکان دائرۀ وحدت را

جز نقطۀ دل هیچ مداری نبود

آن سینه که سینای تجلای تو شد

در پرده در پس اختیاری نبود

از بادۀ عشق هر که گردید خراب

بر لاف و گزافش اعتباری نبود

در بزم شراب و ساقی گلرخ یار

البته امید هوشیاری نبود

جانا نظری مفتقر کوی ترا

جز فقر و فنادار و نداری نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
  2. شمارهٔ ۶۶مرا در سر بود شوری که در هر سر نمی‌گنجد
  3. شمارهٔ ۶۷گر تیر غمی به شست گیرد
  4. شمارهٔ ۶۸رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمی‌داند
  5. شمارهٔ ۶۹آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
  6. شمارهٔ ۷۰سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد
  7. شمارهٔ ۷۱خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود
  8. شمارهٔ ۷۲عاشق از فتنۀ معشوق هراسان نشود
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.