پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

سروش غیب دوشم نکته‌ای را گفت در گوشم

که تا صبح قیامت برد تاب از دل ز سر هوشم

مناز ای ساقی مجلس به نوشانوش پی در پی

که من از ساغر ابروی شاهد باده می‌نوشم

زلال چشمۀ حیوان ترا ای خضر ارزانی

که من زان لعل میگون زندۀ سرچشمۀ نوشم

شراب عشق شوری در سرم افکنده‌ای شیرین

که چون فرهاد تلخی‌های دوران شد فراموشم

عجب نبود گر از معمورۀ حسن تو ویرانم

ز مینای تو سرمستم ز سینای تو مدهوشم

بود بار گرانی سر ز سودای تو ای سرور

به قربان سرت گردم بگیر این بار از دوشم

منم دستانسرای گلشن وحدت به صد الحان

ولیکن عشوه‌های شاهد گل کرده خاموشم

هزاران نکتهٔ باریک‌تر از موی می‌بینم

در آن موی میان، لیکن ز بیم فتنه می‌پوشم

گشایش گرچه در کوشش بود ای عارف سالک

من این ره را نمی‌پویم در این معنی نمی‌کوشم

قمار عشق می‌بازم به یاد دوست می‌نازم

خوشا روزی که بینم آن دلارا را در آغوشم

به گردن می‌رسد جوش و خروش مفتقر آری

که چون نی می‌خروشم گاه چون می گاه می‌جوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۹لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
  3. شمارهٔ ۱۱۰سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
  4. شمارهٔ ۱۱۱که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنون
  5. شمارهٔ ۱۱۲تا چند باشی از ما گریزان
  6. شمارهٔ ۱۱۳اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویان
  7. شمارهٔ ۱۱۴مائیم مست باده روز الست تو
  8. شمارهٔ ۱۱۵صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.