پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
  2. شمارهٔ ۴۲۲ کاش خضری به من بادیه پیما برسد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ به کف شاخ ز گل جام رسید
  5. شمارهٔ ۴۲۵ خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  6. شمارهٔ ۴۲۶ کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  7. شمارهٔ ۴۲۷ بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  8. شمارهٔ ۴۲۸ پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  9. شمارهٔ ۴۲۹ عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  10. شمارهٔ ۴۳۰ بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  11. شمارهٔ ۴۳۱ شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  12. شمارهٔ ۴۳۲ من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
  13. شمارهٔ ۴۳۳ تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  14. شمارهٔ ۴۳۴ نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  15. شمارهٔ ۴۳۵ خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  16. شمارهٔ ۴۳۶ دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  17. شمارهٔ ۴۳۷ سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  18. شمارهٔ ۴۳۸ چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  19. شمارهٔ ۴۳۹ صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  20. شمارهٔ ۴۴۰ مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  21. شمارهٔ ۴۴۱ از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  22. شمارهٔ ۴۴۲ به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  23. شمارهٔ ۴۴۳ غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
  24. شمارهٔ ۴۴۴ به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
  25. شمارهٔ ۴۴۵ عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد
  26. شمارهٔ ۴۴۶ دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
  27. شمارهٔ ۴۴۷ کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟
  28. شمارهٔ ۴۴۸ نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
  29. شمارهٔ ۴۴۹ ز چابک دستی دل، در کفم خارا زبون افتد
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد
  31. شمارهٔ ۴۵۱ دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود
  32. شمارهٔ ۴۵۲ زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
  33. شمارهٔ ۴۵۳ با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟
  34. شمارهٔ ۴۵۴ خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
  35. شمارهٔ ۴۵۵ یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  36. شمارهٔ ۴۵۶ بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  37. شمارهٔ ۴۵۷ مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  38. شمارهٔ ۴۵۸ دور عذار تو، خط وجود ندارد
  39. شمارهٔ ۴۵۹ خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
  40. شمارهٔ ۴۶۰ شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
  41. شمارهٔ ۴۶۱ آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
  42. شمارهٔ ۴۶۲ تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
  43. شمارهٔ ۴۶۳ هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد
  44. شمارهٔ ۴۶۴ جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
  45. شمارهٔ ۴۶۵ چه شد یا رب که ابر نوبهاران برنمی خیزد؟
  46. شمارهٔ ۴۶۶ تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
  47. شمارهٔ ۴۶۷ ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد
  48. شمارهٔ ۴۶۸ عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
  49. شمارهٔ ۴۶۹ عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
  50. شمارهٔ ۴۷۰ از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  51. شمارهٔ ۴۷۱ ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
  52. شمارهٔ ۴۷۲ ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
  53. شمارهٔ ۴۷۳ اهل قلم فراغت دنیا نمی‌کنند
  54. شمارهٔ ۴۷۴ گر دل سر شکایت دیرینه واکند
  55. شمارهٔ ۴۷۵ بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید
  56. شمارهٔ ۴۷۶ تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد
  57. شمارهٔ ۴۷۷ خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد
  58. شمارهٔ ۴۷۸ بر سر تربتم آن نوگل خندان آرید
  59. شمارهٔ ۴۷۹ اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
  60. شمارهٔ ۴۸۰ پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.