پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟

با مرده به یک گور، چه سان بند توان بود؟

نه گریهٔ ابری، نه شکر خند صبوحی ست

امروز ندانم به چه خرسند توان بود؟

عقل است گران سنگ و جنون است سبک سیر

کو طاقت و صبری که خردمند توان بود؟

ساقی ندهی گر به کفم جام نشاطی

دلخوش کن عاشق، به غمی چند توان بود؟

چون زهر، گلوگیر بود گریهٔ تلخم

شیرین کن این می به شکرخند توان بود

دل بسته به پور دگران باش حزین ، چند

یعقوب صفت در غم فرزند توان بود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵یاد روزی که تو را میل به اغیار نبود
  2. شمارهٔ ۴۵۶بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
  3. شمارهٔ ۴۵۷مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
  4. شمارهٔ ۴۵۸دور عذار تو، خط وجود ندارد
  5. شمارهٔ ۴۵۹خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۶۰شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
  7. شمارهٔ ۴۶۱آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
  8. شمارهٔ ۴۶۲تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.