پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

دور عذار تو، خط وجود ندارد

آتش سوزان برق، دود ندارد

بت ز فریبت گرفته کیش برهمن

کیست که پیشت سر سجود ندارد؟

نقش تعلّق ضمیر من نپذیرد

عکس در آیینهام، نمود ندارد

جلوه تلف می کنی به طور چه حاصل؟

جز دل ما طاقت شهود ندارد

حسن تو بست از بهار چشم حزین را

پیش جمال توِ گل نمود ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
  2. شمارهٔ ۴۶۱آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
  3. شمارهٔ ۴۶۲تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
  4. شمارهٔ ۴۶۳هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد
  5. شمارهٔ ۴۶۴جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
  6. شمارهٔ ۴۶۵چه شد یا رب که ابر نوبهاران برنمی خیزد؟
  7. شمارهٔ ۴۶۶تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۷ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.