فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ ای نام تو زینت زبانها
- شمارهٔ ۲ مرا آزاد میسازد ز دام دل تپیدنها
- شمارهٔ ۳ باشد رگ هر برگ چمن، دام هوسها
- شمارهٔ ۴ سخن صریح سراییم، عشق پنهان را
- شمارهٔ ۵ چشم تو برانگیخت ز دل ذوق کهن را
- شمارهٔ ۶ درعشق شد به رنگ دگر روزگار ما
- شمارهٔ ۷ می چون سبو کشید، لب می پرست ما
- شمارهٔ ۸ گوشی نشنیده ست صفیر از قفس ما
- شمارهٔ ۹ خواهم درین گلستان، دستوری صبا را
- شمارهٔ ۱۰ از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
- شمارهٔ ۱۱ بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
- شمارهٔ ۱۲ دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
- شمارهٔ ۱۳ شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
- شمارهٔ ۱۴ به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
- شمارهٔ ۱۵ عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
- شمارهٔ ۱۶ تا عشق تو دلرباست ما را
- شمارهٔ ۱۷ شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
- شمارهٔ ۱۸ رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
- شمارهٔ ۱۹ نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
- شمارهٔ ۲۰ خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
- شمارهٔ ۲۱ نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
- شمارهٔ ۲۲ ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
- شمارهٔ ۲۳ تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
- شمارهٔ ۲۴ پسند بت نکند برهمن سپاس مرا
- شمارهٔ ۲۵ جان و دل غفلت زده باری شده ما را
- شمارهٔ ۲۶ بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
- شمارهٔ ۲۷ داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما
- شمارهٔ ۲۸ افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
- شمارهٔ ۲۹ گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما
- شمارهٔ ۳۰ ای شور خیالت، نمک زخم جگرها
- شمارهٔ ۳۱ از چاره عاجزم مژه اشکبار را
- شمارهٔ ۳۲ حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را
- شمارهٔ ۳۳ ز لوح سینه ستردیم، علم فتوا را
- شمارهٔ ۳۴ همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را
- شمارهٔ ۳۵ فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
- شمارهٔ ۳۶ از خار جفای بت پیمان شکن ما
- شمارهٔ ۳۷ برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
- شمارهٔ ۳۸ به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
- شمارهٔ ۳۹ دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
- شمارهٔ ۴۰ زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
- شمارهٔ ۴۱ هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
- شمارهٔ ۴۲ بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
- شمارهٔ ۴۳ شور دلها بود ترانهٔ ما
- شمارهٔ ۴۴ طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
- شمارهٔ ۴۵ چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
- شمارهٔ ۴۶ تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
- شمارهٔ ۴۷ گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
- شمارهٔ ۴۸ چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
- شمارهٔ ۴۹ بیابان مرگ حسرت کرده ای مشت غبارم را
- شمارهٔ ۵۰ سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
- شمارهٔ ۵۱ خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
- شمارهٔ ۵۲ بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بیگناهان را
- شمارهٔ ۵۳ مشکل افتاد عجب کار من حیران را
- شمارهٔ ۵۴ گر در رَهِ عشق تو به کار است دل ما
- شمارهٔ ۵۵ از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
- شمارهٔ ۵۶ ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
- شمارهٔ ۵۷ زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
- شمارهٔ ۵۸ از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
- شمارهٔ ۵۹ کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
- شمارهٔ ۶۰ بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
متن اشعار به نقل از گنجور.