پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما

برق آستین فشاند، بر خودنمایی ما

ای عجز همّتی کن، تا بال و پر بریزیم

صیاد ما ندارد، فکر رهایی ما

تا بود ناله ای بود، چون نی در استخوانم

امروز تازه نبود، درد آشنایی ما

هر چند ما و شبنم، از پا فتادگانیم

دارد سراغ جایی، بی دست و پایی ما

از خون ما نکردی، سرخ آن کف نگارین

گیرد مگر رکابت، اشک حنایی ما

ما و تو در حقیقت، چون آتش و سپندیم

ای عشق از تو آید، مشکل گشایی ما

لب هرزه نال می شد، از آرزو گذشتیم

شرمنده دعا نیست، بی مدعایی ما

ای برهمن نداری، در پیش ما وقاری

برتر نشیند ازکفر، زهد ریایی ما

غیرت اگر نمی شد، مهر لب سپندم

می سوخت عالمی را، آتش نوایی ما

گر دیر و کعبه دادیم، درگاه عشق داریم

این آستان نرنجد، از جبهه سایی ما

کرده ست در جوانی، اقبال پست پیرم

شد حلقه ساز قامت، کوته عصایی ما

جانا خبر نداری، از خسته حزینت

داد از جراحت دل، آه از جدایی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱از چاره عاجزم مژه اشکبار را
  2. شمارهٔ ۳۲حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را
  3. شمارهٔ ۳۳ز لوح سینه ستردیم، علم فتوا را
  4. شمارهٔ ۳۴همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را
  5. شمارهٔ ۳۵فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
  6. شمارهٔ ۳۶از خار جفای بت پیمان شکن ما
  7. شمارهٔ ۳۷برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
  8. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.