پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را

نفس باشد رگ تلخی، شراب زندگانی را

پر پرواز باشد رنگ و بوی مستعار او

وفا نبود گل پا در رکاب زندگانی را

کس از سیل سبکسر، پایداری چون طمع دارد؟

عنان پیچیدنی نبود، شتاب زندگانی را

ز بار روزگار زندگانی، جان به لب دارم

رساندم بر لب بام، آفتاب زندگانی را

ورق گرداندن باد خزان، سازد پریشانش

عبث شیرازه می بندی، کتاب زندگانی را

عیان گردد به روز مرگ، چون بیدار خواهی شد

نباشد حاجت تعبیر، خواب زندگانی را

ندارد غیر لیلی جسم مجنون، جان شیرینی

وگرنه عشق کی می داشت تاب زندگانی را

سبوی تشنه، می را می کند با خاک ره یکسان

سفال تن به خشکی بست، آب زندگانی را

خبر کی باز گوید آنکه از خود بی خبر باشد؟

نمی پرسند از عاشق، حساب زندگانی را

حزین ، از خامی مشرب، بیابان مرگ خواهی شد

چه از پی می روی موج سراب زندگانی را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را
  2. شمارهٔ ۳۵فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
  3. شمارهٔ ۳۶از خار جفای بت پیمان شکن ما
  4. شمارهٔ ۳۷برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
  5. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
  6. شمارهٔ ۳۹دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
  7. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
  8. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.