پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما

سرویم و بود عقده خاطر ثمر ما

از ناز، کله گوشه به خورشید شکستیم

افکنده جنون، سایهٔ داغی به سر ما

دیگر لبش از شادی دل غنچه نگردید

هر زخم که خندید، به روی جگر ما

خوب آمدی ای شور نمکدان قیامت

می جست تو را داغ پریشان نظر ما

از قطره زدن باز فتد گام نخستین

گر ابر شود همنفس چشم تر ما

ما چون ز خرابات جهان پاک برآییم؟

آلوده برون رفت ز جنت، پدر ما

دستی که می ام داد، تو را بست به خشکی

زاهد چه زنی طعنه به دامان تر ما؟

خواهیم حزین ، آنقدر از خویش رمیدن

کاوازه به جایی نرساند خبر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
  2. شمارهٔ ۴۲بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
  3. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
  4. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
  5. شمارهٔ ۴۵چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
  6. شمارهٔ ۴۶تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
  7. شمارهٔ ۴۷گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
  8. شمارهٔ ۴۸چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.