پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را

که چون پروانه، در رقص آورم دیوانهٔ خود را

فروغ شمع من، خاصیت بال هما دارد

مرصع پوش، در محفل کند، پروانهٔ خود را

به جرم اینکه دایم از سبو چشم طمع دارد

فکندم چون گل اشک از نظر، پیمانهٔ خود را

اساس شهر و کو، از اشک پرشورم خطر دارد

به هامون می فشانم، گریهٔ مستانهٔ خود را

ندارد حاصلی جز سوختن، تخم امید من

سپندآسا در آتش می فشانم، دانهٔ خود را

بَرِ آن تندخو، شرح غم دیرینه می سنجم

به آتش می نمایم، گرمی افسانهٔ خود را

حزین از عشق می گویم به عقل بی خبر، رمزی

به زاهد می دهم مردآزما، پیمانه خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
  2. شمارهٔ ۵۱خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
  3. شمارهٔ ۵۲بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی‌گناهان را
  4. شمارهٔ ۵۳مشکل افتاد عجب کار من حیران را
  5. شمارهٔ ۵۴گر در رَهِ عشق تو به کار است دل ما
  6. شمارهٔ ۵۵از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
  7. شمارهٔ ۵۶ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
  8. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.