پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما

سودایی خال تو، سویدای دل ما

دارد به گریبان تمنا، گل امّید

از خار رهت، آبلهٔ پای دل ما

چون برگ خزان دیده به هم ربط نگیرد

از بس که ز هم ریخته اجزای دل ما

خونین جگر لالهٔ صحرای تو لیلی

داغ تو، سیه خانهٔ صحرای دل ما

بگشود ز گردن رگ جان و نگشاید

زنّار سر زلف تو، ترسای دل ما

بگشای حزین ، پرده ازین ساز که سازد

از ناله، نیِ کلک تو احیای دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
  2. شمارهٔ ۵۹کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
  3. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
  4. شمارهٔ ۶۱درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
  5. شمارهٔ ۶۲زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را
  6. شمارهٔ ۶۳صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
  7. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
  8. شمارهٔ ۶۵مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.