پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را

ز لعلت، مهر خاموشی به لب، سوسن زبان‌ها را

بهار عارضت هر گوشه، صد بی‌خانمان دارد

زدند آتش ز شوقت، عندلیبان آشیان‌ها را

نه در کنعان نه در بازار مصرت می‌توان دیدن

بیابان گرد حیرت کرده شوقت، کاروان‌ها را

ندارد مطربی حاجت، سماع ما سبک‌باران

به شور آرد نسیم آشنایی، نیستان‌ها را

اگر داری دل سختی، محبت نرم می‌سازد

نهنگ عشق دردم می‌گدازد استخوان‌ها را

به کویت جذبهٔ شوق مرا، رهبر نمی‌باید

برافکن پرده از عارض، یقین گردان گمان‌ها را

نهنگ عشق، دردم می‌گدازد استخوان‌ها را

شتابم در فلاخن می‌نهد، سنگ نشان‌ها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
  2. شمارهٔ ۶۵مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
  3. شمارهٔ ۶۶لازم بود مکان طربناک، شیشه را
  4. شمارهٔ ۶۷سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
  5. شمارهٔ ۶۸تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را
  6. شمارهٔ ۶۹چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
  7. شمارهٔ ۷۰وفاپیشگان، دوستداران خدا را
  8. شمارهٔ ۷۱از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.