پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را

چرا انگشت بر لب می زنی آتش بیانی را؟

کمی نبود خراش سینه ام را ای هلال ابرو

به داغ دل چه ناخن می زنی آزرده جانی را؟

مبادا پرده از دل، آه خون آغشته بر دارد

به روی کار مفکن بخیهٔ زخم نهانی را

ز داغ لاله پیکر در غبار خاطر تنگم

چمن پیرای عشقت ریخت، طرح گلستانی را

عجب نبود حزین ، از عشق اگر عمر ابد یابم

که پیوند رگ جان کرده ام، نازک میانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
  2. شمارهٔ ۷۰وفاپیشگان، دوستداران خدا را
  3. شمارهٔ ۷۱از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
  4. شمارهٔ ۷۲ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
  5. شمارهٔ ۷۳گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
  6. شمارهٔ ۷۴ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
  7. شمارهٔ ۷۵آموخت چو اشکم روش ره سپری را
  8. شمارهٔ ۷۶ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.