پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را

سر ژولیده ام برد از میان، صاحب کلاهی را

به دنیا از فلک سایی، سرم هرگز فرو ناید

گدایی می شمارد همّت من، پادشاهی را

به زیر تیغ او چشم از رخش پوشیده می دارم

که ترسم حیرت از یادم برد، عاجز نگاهی را

حبابش می شود از شوخ چشمی، چهره با داغم

اگر در بحر شوید، دامن بختم، سیاهی را

حزین ، از مهر نبود ذرّه ام را پرتو منّت

ز فیض عشق دارم کیمیای رنگ کاهی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
  2. شمارهٔ ۷۵آموخت چو اشکم روش ره سپری را
  3. شمارهٔ ۷۶ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
  4. شمارهٔ ۷۷محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
  5. شمارهٔ ۷۸دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
  6. شمارهٔ ۷۹دیدم صنمی، های صلا، کعبه‌نشین‌ها
  7. شمارهٔ ۸۰داغند، ز رخسار تو ای رشک چمن‌ها
  8. شمارهٔ ۸۱رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.