پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را

از خونم اگر غازه دهد، تیغ نگه را

آن غالیه گون خال، ندانم به چه تقصیر

در نیل کشد اختر این بخت سیه را؟

یک تشنه جگر را به زنخدان تو ره نیست

خضر خط سبز است که دارد سر چه را

امروز زمین، زیر پی لشکر حسن است

بر طرف بناگوش ببین گرد سپه را

پای طلبم، آبله فرسود نگردد

نزدیک کند لغزش اگر، دوری ره را

از چشمهٔ خورشید لبی تر نتوان کرد

منّت، کلف اندود نماید رخ مه را

خوش دوزخ نقدی ست حزین ، آتش خجلت

گیرم که به روی تو نیارند گنه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را
  2. شمارهٔ ۸۴در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
  3. شمارهٔ ۸۵نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟
  4. شمارهٔ ۸۶ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
  5. شمارهٔ ۸۷گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
  6. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
  7. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
  8. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.