پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را

مخلّد باد یا رب سایه، مژگان درازش را

فسون عاشقیّ ماست با خال و خم زلفش

که بازی می تواند برد، مار مهره بازش را؟

قبول سجده را لازم بود، محراب ابرویی

به کیش من قضا باید کند زاهد نمازش را

هنوز آن شمع بی پروا، نبودش محفل افروزی

که از دل داشتم پروانهٔ سوز و گدازش را

برد عشّاق را فریاد من تا کعبهٔ کویش

حدی شد ناله ام، صحرا نوردان حجازش را

من و نقش قدم، درکوی او زادیم، هم طالع

سرا پا یک جبین سجده ام، خاک نیازش را

به دلتنگی خوشم کز پرده بر ناید غم عشقش

چو بو، در پرده پنهان کرده ام از رشک، رازش را

مرصع کار، از لخت دل شورنده سر دارم

شکن های پریشان طرّهٔ سنبل طرازش را

ندارم شکوه در راه محبّت از سر خاری

به پای بی خبر طی کرده ام شیب و فرازش را

هوس دارد که سازد تار جان پیوند هر مویش

اگر محمود می برّد سر زلف ایازش را

حزین از ناله خامش گشت و تحسینی نفرمودی

به این جادودمی ها، خامه افسانه سازش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
  2. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  3. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  4. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  5. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  6. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  7. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
  8. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.