پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

سفید کرد غمت دیده های تار مرا

بود سیاهی زلف تو روزگار مرا

چو شمع، سوز دل خود مرا تمام کند

به دیگری نگذارد غم تو کار مرا

ز رستخیز نخیزد ز جا مگر که دگر

هوای گرد تو گشتن بود، غبار مرا

ز چشم مست توام یک نظر بس است ولی

هزار میکده می، نشکند خمار مرا

دغل مباز که هرگز خراب نتوان کرد

ز فیل مست ستم، عهد استوار مرا

چو زلف، رشتهٔ گلدستهٔ میان تو شد

وفا پر از گل حسرت کند کنار مرا

همیشه ریشهٔ نخلم ز گریه بود در آب

سموم هجر فرو ریخت، برگ و بار مرا

ز تندباد نلرزد، چو شاخ سنگین شد

دواست رطل گران، دست رعشه دار مرا

به شمع وادی ایمن گشود دیده کلیم

ندیده بود مگر آتشین عذار مرا؟

کند شکوفه ی بادام، خار مژگانم

به چشم من گذر افتد اگر، بهار مرا

خمار در سر و چون چشم یار بیمارم

خبر دهید ز من، مست هوشیار مرا

خوشم که ناوک آن غمزه، خسته است حزین

دل فگار مرا، جان بی قرار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  2. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  3. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  4. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  5. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
  6. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
  7. شمارهٔ ۹۸تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
  8. شمارهٔ ۹۹عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.