پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما

صورت کین، همه مهر است در آیینه ما

دو حریصیم که تا محشرمان سیری نیست

ما ز مهر تو، دل سخت تو ازکینهٔ ما

می نهد شیر محبت به فراغت پهلو

نیستانی شده از تیر جفا، سینه ما

پرده از کار ریا، عشق نگیرد ز کرم

مصلحت هاست درین خرقهٔ پشمینهٔ ما

داد بر باد، تف عشق تو خاکستر دل

همچنان شعله زند خاطرت ازکینه ما

به هوای گل رخسار تو در رقص بود

شعلهٔ عشق در آتشکدهٔ سینهٔ ما

ذره آسا به هوای تو، سراپا مهریم

در دل رشک، گره چون نشودکینه ما؟

بندهٔ جام شرابیم حزین ، زانکه برد

لوث آلودگی، از خرقه پشمینه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  2. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  3. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
  4. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
  5. شمارهٔ ۹۸تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
  6. شمارهٔ ۹۹عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دل‌ها
  7. شمارهٔ ۱۰۰افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
  8. شمارهٔ ۱۰۱چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.