پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را

سرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را

خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبن

دهقان بی مروت، بیجا دماند ما را

آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بود

مژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را

شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنی

تا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را

ترک مراد بخشید، کامی که دل هوس داشت

در خاطر از دو عالم، حسرت نماند ما را

بر فرش سنبل و گل، بودم حزین خرامان

چون داغ لاله در خون، هجران نشاند ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
  2. شمارهٔ ۱۰۴در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
  3. شمارهٔ ۱۰۵اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
  4. شمارهٔ ۱۰۶اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
  5. شمارهٔ ۱۰۷رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
  6. شمارهٔ ۱۰۸چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
  7. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
  8. شمارهٔ ۱۱۰نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.