پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا

فلا تکلنی الی سواکا، الستُ شیب و لست شابا

منم فتاده، به دست اقران،چو پیر کنعان به شام هجران

ذهاب حزنی، جلاء عینی، صباح وصلک، اذا تجلی

عبث مسوزان به نارحرمان ، گذشت نتوان ز جان جانان

نقاب بگشا، جمال بنما، که سوخت جانم، درین تمنا

اگر چه صد سال ز بی خودی ها، به خاک راهت فتاده باشم

چو بازپرسی حدیث منزل، ز شوق گویم، لبثت یوما

خوشا محبت که فارغم کرد، زقید هستی،ز خود پرستی

نه ذوق کاری، نه زیر باری، نه رنج امروز، نه بیم فردا

فسانه واعظ به من چه خوانی؟ مرا به رندی فسانه کردند

مده فریبم به کیش زاهد، مدم به گوشم حدیث تقوا

دلا ندارد جهان وفایی، مگر بیابی رهی به جایی

به ملک معنی، اگر درآیی قدمت حیاً و لست تبلا

حدیث جور تو با که گویم، علاج درد دل از که جویم؟

به ما ندارد خدنگ نازت، دل ترحم، سر مدارا

حزین نباشد غم نهانی، سمر نمودن ز نکته دانی

که یار جانی چنان که دانی، بکل شیءٍ احاط علما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
  2. شمارهٔ ۱۱۰نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
  3. شمارهٔ ۱۱۱سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
  4. شمارهٔ ۱۱۲تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
  5. شمارهٔ ۱۱۳به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
  6. شمارهٔ ۱۱۴آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
  7. شمارهٔ ۱۱۵گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
  8. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.