پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را

بر خرمن ما برق گشاده ست کمین را

همچون کف خاکی که برد سبزه ز جایش

کردند به ما، سبز خطان تنگ زمین را

چون مهره بازیچه، دهد طرح به طفلان

کفر سر زلف تو، دل باخته دین را

آن روز نشیند به جهان نقش مرادم

کز بوسه کنم نقش لب لعل نگین را

فریادکه اندیشه موی کمر توست

زنار میان، زاهد سجاده نشین را

گویا خط پیشانیت ای زهره جبین است

بیرون نتوان برد زابروی تو چین را

در پردهٔ عشّاق نواسنجی بلبل

کی می برد از یاد تو، گلبانک حزین را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
  2. شمارهٔ ۱۱۷در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
  3. شمارهٔ ۱۱۸مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
  4. شمارهٔ ۱۱۹پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
  5. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
  6. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  7. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.