پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را

رگ ابر بهاران است هر تار کفن ما را

به خاک آستانی آشنا گردید پیشانی

اگر غربت جدا افکند از خاک وطن ما را

مپرس از دل، کباب در نمک خوابانده ای دارم

جگر خون گشتگان بینند در شور سخن ما را

به انس شاهدان غیب، حاصل شد دل آسایی

چو وحشت برد بیرون زین پریشانی انجمن ما را

حزین امّید می باشد به این عجزی که می بینی

نگاهی از سیه چشمان صحرای ختن ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
  2. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  3. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  4. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  5. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  6. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  7. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  8. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.